محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

553

آثار عجم ( فارسى )

به كوه تبر ، و قلعهء تبر را به واسطهء اين كوه ، مفتوح ساخته بودند ، توپ را بالاى اين كوه كشيده و از آنجا چند تير ، به برج و دروازهء تبر افكندند . بالجمله ، نقشهء آن دو كوه را بطور دورنما برداشتم در ورقه [ اى ] و آن را در اين كتاب قرار دادم به نمرهء چهل و سه . [ 347 f ] پس از فراغت از برداشتن نقشهء مذكوره ، خواستم پىسپار طريق مراجعت گردم . از آنجا كه حكما گفته‌اند : تغيير احوال ، موقوف است به تغيير اوضاع ، لهذا در بازگشت ، مسلك ديگر را اختيار كرده ، يعنى راه دارابجرد و فسا را راى نموده ، دو روزى آن منازل را پيموده ، به فسا رسيدم . در خارج آن شهر ، به قطعه زمينى كه از خضرت ، نمونهء خلد برين بود و به نضرت « 1 » ، باغ ارم را قرين ، پياده شده ، تا ساعتى از رنج سفر بياسايم ؛ ناگاه شخصى از اهل عراق « 2 » كه سالهاست خدمتگزار نوّاب معتمد الدّوله است ، به خدمتى مأمور بوده و از آنجا عبور نموده ؛ روزى دو سه در شهر فسا اقامت گزيده ؛ عصاى باريكى در دست داشت و بر آن بساط ، پايى مىگذاشت . فقير او را شناخته كه سابقا ، طرح الفتى در ميان داشتيم ( با اينكه از معتمدين حكومت است و روزگارى به مدرسه شتافته و از علوم ادبيّه بهره يافته و به حكم وراثت ، در گفتن اشعار طبعى دارد ، اين فقير از بردن نام و تخلّص وى به مصلحتى مىگذرم ) و او نيز فقير را شناسا آمد و اظهار تلطّف نمود و گفت : در اين حوالى ، باغى است كه در آن منزل گزيده و دو روزى آرميده‌ام . پس بدان گلزارم تكليف كرد و به آن مكانم برد . سفره انداختند و غذايى در آن مرتّب ساختند . نشستيم و خورديم و برخاستيم « 3 » . بعد از آن ، ميزبان عزيز ملتمس آمد كه دو روزى رأى اقامت نمائيم ؛ سپس به مرافقت يكديگر ، به شيراز بازآييم و معلوم شد كه آن را باغ دريمى « 4 » مىنامند . و سرو دريمى ، قريب به اين باغ است و به واسطهء قرب جوار ، مسمّى به اين اسم شده - و ما تفصيل سرو دريمى را در سفرى كه بعدها به فسا آمده‌ايم ، سابقا در اين كتاب نگاشته‌ايم ؛ در اينجا حاجت به تكرار نيست - و باغ مذكور و اراضى اطراف آن ، تعلّق دارد به ميرزا صدر الدّين خان ( 11 ) ابن مرحمت‌پناه ميرزا ابو الحسن خان ( 12 ) - طاب ثراه - كه پيش از اين ، در اين كتاب ، پس از ذكر شهر فسا ، از آن مرحوم

--> ( 1 ) . نضرت : به فتح اوّل ، تازگى و خوبى است . ( 2 ) . عراق : مراد عراق عجم است كه طهران نيز داخل آن است . ( 3 ) . در متن : برخواستيم . ( 4 ) . دريمى : به كسر دال و فتح راء مهملتين و سكون ياء و ميم مكسوره است ؛ و سابقا در حاشيه مسطور شده .